جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
215
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
از همه اينها گذشته ، در سراسر تاريخ زندگى على و اخبار مربوط به آن ، چيزى كه حاكى از خصلت كينهورزى او نسبت به دشمنانش باشد ، وجود ندارد . على حتى نسبت به خود معاويه هم كينهاى در دل نداشت . او در دل خود بر حق و در زبانش بر صراحت و در دست خود بر شمشيرش ، تكيه كرده بود . كينه توزى از طبيعت مردانگى نيست و تن به ظلمندادن و از ستم به ديگران آشفتهشدن از خصلتهاى مردانگى است . ولى اين طبيعت زيباى على - كه حتى اجازه نمىداد كينهتوزى نسبت به دشمنانش و آنهايى كه مرگ او را مىخواستند ، بهوجود آيد - در ميان گروهى از كينهجويان بددل و افراطى ، گرفتار شده بود . سخنان پرارج على هميشه حاكى از اندوه جانكاهى است . . . اندوه و غم از آنكه او چنان پاكى و مهر دارد و ديگران آنچنان مكر و نيرنگى دارند . بخشش از اخلاق خاص على ، كرم و بخشش بىپايان او بود . ولى بخششى كه در اصول و هدف پاك و سالم بود نه مانند بخشش فرمانداران و زورمندانى كه از مال و كوشش مردم « بخشش مىفرمايند » ! اينان وقتى كه چنين بخششى مىكنند فقط به خويشان و نزديكان و يا هوادارانشان مىبخشند كه در راه حكومت و سلطنت آنها شمشير مىزنند و اگر گامى بالاتر نهند ، براى آن بخشش مىكنند كه گفته شود آنها اهل كرم و بخشش هستند ! تا مورد توجه عامه مردم قرار گيرند و اختلاسها و دزدىها و ستمها و ضعف اداره امور و غيره را بدينترتيب پردهپوشى كنند .